Page 13 - chaharfasl Berlin
P. 13
خوشبو از قبيل سنبل و سوسن بسنده م يکنند .هفت ريختگي است که باستانيان ريشه نا آرامي را در آرامش
سيني ،بعدها با حذف (ياي) به صورت هفت سين درآمده و اساس پريشاني را در سامان يافتگي م يدانستند خانه
است .هنوز هم در بعضي از روستاهاي ايران اين سفره را، تکاني ازجمله آئي نهاي نوروزي است که نشان از درهم
ريختگي و هيجان وسپس نظم و نظافت دارد .براساس
سفرههفتسينيم يگويند. اين آیین ،ايرانيان باستان ،با آمدن بهار ،تمام خانه خود
را براي نظافت زيرورو کرده و حتي گاهي خان هها را رنگ
مراسم بازگشت مردگان آميزيم يکردندويادستکمهماناتاقيکههفتسين
ايرانيان باستان عقيده داشتند ،با آمدن نوروز ،فروهرها
(ريشه کلمه فروردين) يا رواح درگذشتگان به دنيا را درآن م يچيدند ،سفيد م يکردند.
بازم يگردند و اگرخانه را تميز و بستگان را شاد ببينند
خوشحال شده و براي بازماندگان خود دعا م يفرستند. سبز کردن سبزه
از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مشک و عنبر ايرانيان باستان ،از چند روز به عيد مانده سبزه سبز
م يکردند.آناندان ههايگندم،جو،برنج،لوبيا،عدس،ارزن،
م يسوزاندندوشمعوچراغم يافروختند. نخود ،کنجد ،باقلا ،کاجيله ،ذرت ،و ماش را به شماره هفت
نماد هفت امشاسپند؟! يا دوازده شماره مقدس بر جها؟! در
چراغانينوروزي ستو نهاييازخشتخامسبزکردهوباليدنهريکازاين
چراغانينوروزيازديگرسن تهايقديميايرانيانباستان دان هها را به فال نيک م يگرفتند و بر آن بودند که آن دانه
است.درآنروزگار،اقوامآرياييبههنگام فرارسيدننوروز
بر در و بام خانه ها و بلندي دژها مشعل روشن کرده ،آتش در سال نو موجب برکت و باروري خواهد بود.
افروخته و يا آنکه چراغي روشن بر در خان هها آويزان
سفره هفت سين
م يکردند. از اصي لترين و جذا بترين پيک نوروزي م يتوان به سفره
هفت سين اشاره کرد .ايرانيان با فراهم نمودن هفت سين
حاجيفيروز به شماره هفت امشاسپند يا دوازده شماره مقدس بر جها،
آمدن حاجي فيروز يا آتش افروز درروزهاي پاياني سال و اقلامي را در سفرهاي در خان ههاي خود براي حلول و
همزمان با آغازسال نوشمسي از بازماندههاي آیين ايرانيان
باستان است که نشان از درهم ريختگي نوروز دارد .دراين شکوفايي روز نخست بهار فراهم م يآورند.
ايامافراديباصور تهايسياهبرايتمثيلدرکوچهوبازار دراين سفره چيزهاي از قبيل آب و سبزه نماد (روشنايي
بهآمدورفتم يپرداختندوبدينگونهفاصلهميانمرگ و افزوني) آتشدان نماد (پايداري نوروگرما) که بعدها به
و زندگي و هست و نيست را درهم م يريختند و قانون و شمع و چراغ مبدل شد شير نماد(نوزايي و رستاخيز
و تولد دوباره)،تخم مرغ نماد (نژاد و نطفه) ،آيينه نماد
نظم يک ساله را محو م يکردند. (شفافيت و صفا) گذاشته م يشد .همچنين سنجد نماد
(دلدادگي و زايش وباروري) ،سيب نماد (رازوارگي عشق)
روز عيد يا نوروز انار نماد (تقدس) سکه تازه ضرب نماد (برکت و دارندگي)
بالاخره روز موعود يا نوروز همزمان با آغاز بهار از راه ماهي نماد (ماه سپري شده اسفند) نارنج نماد (گوي
م يرسد .در اين روز در وقت تحويل سال تمام خانواده زمين)گل بيد مشک گل ويژه ي اسفند نماد ( امشاسپند
اقوامايرانيدرکناريکديگرجمعشدهوگردهمم ينشستند سپندارمز) از ديگر اين اقلام است .اکنون ايرانيان از رسوم
ومنتظرشليکتوپوآغازسالجديدم يشدند.سالنويي برجاي مانده آن دوران ،به هفت سين برگرفته از سير،
دگر با قرائت سورهاي از قرآن با دعاي يا مقلب القلوب و سرکه ،سماق ،سنجد ،سمنو و سبزه و سيب و گ لهاي
الابصار،يامدبرالليلوالنهار،يامحولالحولوالاحوال،حول
حالناالياحسنالحال،حلولم يکندوباشليکتوپوآتش
بازيدرآسمانهمگانازحلولسالنو با خبر م يشدند.
13 www.chaharfasl.de

